×

منوی بالا

منوی اصلی

منوی سایدبار


» یادداشت و خاطره » برسد به دست جهادیها

تاریخ انتشار : 2018/04/01 - 17:54

 کد خبر: 24275
 341 بازدید

برسد به دست جهادیها

روز اول که رسیدیم، گفتیم خوب است به عنوان یک نمونه از کارهای حاج عبدالله، خمینی شهر را چرخی بزنیم و پای روایت برادرش حاج امیر بنشینیم. زمانی که حاج عبدالله با دست خالی، کار را در بشاگرد شروع کرد، خمینی شهر تنها و تنها یکی دو تا چادر امداد بود!!! به معنای واقعی هیچ […]

برسد به دست جهادیها

روز اول که رسیدیم، گفتیم خوب است به عنوان یک نمونه از کارهای حاج عبدالله، خمینی شهر را چرخی بزنیم و پای روایت برادرش حاج امیر بنشینیم.
زمانی که حاج عبدالله با دست خالی، کار را در بشاگرد شروع کرد، خمینی شهر تنها و تنها یکی دو تا چادر امداد بود!!! به معنای واقعی هیچ هیچ. اما او شروع کرد.

روایت گری را از حوزه علمیه شروع کردیم.سوله ورزشی، کتابخانه، انبار، آشپزخانه، درمانگاه و در آخر هم سد بزرگی که واقعا با همت جهادی ایشون ساخته شده است. خمینی شهر حالا دیگر یک شهر است متفاوت با همه شهرهای دیگر که دیده ای
چند نکته در سبک کار حاج عبدالله والی از زبان همکاران و برادرانش شنیدم، برسد به دست جهادیها:

اول آنکه حاج عبدالله آنجا که هنوز پای هیچ شخص حقیقی یا حقوقی به بشاگرد نرسیده بود و خودش بود و خودش هم دست از کار نکشید، آقای داستانی از اهالی بشاگرد می گفت با بیل و کلنگ و دیلم و با کمک اهالی روستاها، چند کیلومتر راه را صاف کرد.

دوم آنکه از ظرفیت همه نهادها و ارگانهای دولتی برای عمران بشاگرد، استفاده می کرد. به هر زبانی بود به مسئولین می فهماند که باید پای کار بشاگرد بیایند. به این ها دل نبسته بود ولی ازشان ناامید هم نبود. بعضی امکانات جز این طریق به بشاگرد نمی رسید.

سوم اینکه در کنار ظرفیتهای دولتی از سرمایه های تمام ناشدنی مردمی هم کمال استفاده را می کرد. حاجی یک پایش بشاگرد بود و یک پایش، تهران، برای توجیه و سرخط کردن خیرینی که حتی نام بشاگرد را هم نشنیده بودند.

چهارم و نکته آخر هم اینکه حاج عبدالله خود مردم منطقه را هم در مدیریت و عمران بشاگرد، درگیر کرده بود. این جمله را ما خیلی از ایشان شنیدیم و واقعا عملی هم کرد که بشاگرد را بشاگردی باید بسازد. او با نگاه نافذ و الهی اش، استعداد بشاگردی را شناخت و چه خوب آن را احیاء کرد.
به عنوان برادر کوچک تر به گروههای جهادی توصیه می کنم، روایت خدمت این مرد گمنام را حتما از مجاهدان بشاگرد بشنوید که بسیار انگیزه بخش و رهگشاست. چه خوب است مدل اردوهای راهیان نور، اردوی روایت خدمت در منطقه بشاگرد هم،‌تبدیل به یک سنت حسنه شود.

حسین کاظم زاده


برچسب ها :

این مطلب بدون برچسب می باشد.


ارسال دیدگاه