×

منوی بالا

منوی اصلی

منوی سایدبار


» اخبار » از سرپل تا چهارراه ولیعصر(ع)

تاریخ انتشار : 2018/03/12 - 14:41

 کد خبر: 23261
 99 بازدید

روایت میدانی از تلاش جهادی دانشجویان در مناطق زلزله زده؛

از سرپل تا چهارراه ولیعصر(ع)

هر گوشه سعید قاسمی ها و بچه های جهادی، دانشجوها و طلبه های پاکباخته هستند، چشم ها رنگی از امید دارد و هر جا نیستند، گرد مرگ و ناامیدی روی همه چیز نشستنه است. دولتی ها مردم را به خودشان واگذاشته اند و گزارش های دروغی می دهند که نفس آدم را از حیرت و خشم و بغض بند می آورد.

از سرپل تا چهارراه ولیعصر(ع)

حسین شمسیان در حاشیه نگاری حضور خود در مناطق زلزله زده نوشت: از نیمه شب دیشب که از سرپل ذهاب مظلوم برگشتم یک لحظه نمی توانم چشمان حسرت زده کودکان بیچاره ای که در آن دیار، زیر چادر و با طعم فقر و نداری به استقبال بهار می روند فراموش کنم.
حسرت مردم شرافتمندی که اسیر دست بی شرفانی شده اند که بویی از مروت و جوانمردی نبرده اند و آنها را به حال خودشان رها کرده اند!
هر گوشه سعید قاسمی ها و بچه ای جهادی، دانشجوها و طلبه های پاکباخته هستند، چشم ها رنگی از امید دارد و هر جا نیستند، گرد مرگ و ناامیدی روی همه چیز نشستنه است.

دولتی ها مردم را به خودشان واگذاشته اند و گزارش های دروغی می دهند که نفس آدم را از حیرت و خشم و بغض بند می آورد.
نمی دانم انتقام چه چیزی را از مردم می گیرند!
اما می دانم که اگر کسی سر سفره پدر و مادر بزرگ شده باشد، با مردم چنین نمی کند… بقیه اش را نمی گویم.
می دانم که از بدبختی مردم هم دکانی درست کرده اید و …
هنوز این بغض گلوگیر راه نفسم را بسته بود که بود که دوست عزیزی حکایت زنی را گفت که برای شب عید، طلایش را فروخته و ماهی قرمز خریده تا در بازارهای شلوغ این روزهای چهار راه ولیعصر (ع) لقمه ای بدست بیاورد و تلافی یکسال بیکاری شوهر هنرمند و کاشیکارش را که در سال ۹۶ حتی یک روز سرکار نرفته دربیاورد، ولی حالا شهرداری با نیروهای ویژه خودش و … راه را بر همین یک لقمه نان هم بسته و رویای ماهی های قرمز پیش چشم زن بیچاره رنگ می بازد .

حالا او درمانده و مستاصل، ماهی های قرمز را می بیند که یکی یکی می میرند و پول اندکش را که نابود می شود!
نکنید آقایان، نکنید!
با این مردم بیچاره چنین نکنید!
با گبر هم اینکارها را نمی کنند، اینها که مسلمانند.
شب عید است ولی مردم از شما عیدی نمی خواهند!
دست زن و بچه اتان را بگیرید و بروید به تعطیلات!
بروید به اروپا، به کیش به هر گوری که دلتان خواست!
بروید و دیگر برنگردید!
بخدا بودن شما جز ضرر و تیره روزی چیز دیگری برای مردم ندارد.

اصلا می توانید دزدی کنید! مثل همان آهنی که ۷ میلیون تمام می شود و به زلزله زده بیچاره ده میلیون می فروشید و از وامش هم سود می گیرید!
اما حرفی نیست، من یکی راضی هستم، از شیر مادر حلال تر!
اما بعدش شرتان را از سر مردم کوتاه کنید و دیگر دروغ نگوئید که وضع مردم زلزله زده را سامان داده اید!
در عوض، آن بیچاره چادر نشین سرپل می فهمد که منتظرتان نباشد
می فهمد که ذاتتان دروغ بود و ادا!
می فهمد که از ژست های لیبرالیستی و حقوق بشری شما، بوی متعفن دزدی و برده داری قرون وسطایی بلند است!
می فهمد بازهم همان سرهنگ هایی که شما بصورت دیو نشانشان دادید، همان بسیجی ها، همان طلبه ها، همان ارتشی ها و.. می توانند سقف و سایه بالاسر برایشان درست کنند.
آن زن بیچاره ماهی فروش می فهمد که نیستید و می تواند بساطی پهن کند و شب عید لباس نویی به تن بچه اش کند.

اما یادتان باشد
این چشم ها همیشه بارانی نمی ماند و بغض فروخورده «من»ها ،همیشه اینگونه نمی ماند.
حتما همه این روزها را با شما و بچه هایتان – که با بیچاره شدن بچه های مردم آقا و خانوم شدند — تلافی می کنیم
و به یاری خدا بدون شما لبخند را به لبان این مردم برمی گردانیم
پ.ن:
موج اول کمک های مردمی فقط باعث شد که آنها از گرسنگی و سرما نمیرند، اما وضع واقعا اسفبار است و بزودی گرمای هوا در آنجا مردم را بیچاره خواهد کرد. همت کنیم و بازهم بصورت مردمی کار هموطنانمان را راه بیندازیم. پول بدهیم تا آن سرهنگ بازنشسته هوانیروز برای مردم خانه بسازد، تا بچه های جهادی مشهد برای مردم توالت درست کنند و ساده ترین نیاز مردم را رفع کنند، تا سعید قاسمی ۱۰۰ متر خانه را ۲۵ روزه و با کمتر از ۵۰ میلیون تومان بسازد و…تا مردم به انسانیت و شرف امیدوار شوند. بگذار زیبا کلام ها پول مردم را برای هوی و هوس خوشان خرج کنند، او که بزرگتر از روحانی و آخوندی و … نیست! او هم به آنها نگاه می کند دیگر!


برچسب ها : , ,
ارسال دیدگاه